خرید بک لینک
U U ـ ـ ـ/U ـ ـ ـ/ U ـ ـ ـ/ U ـ ـ ـ الا تهرانیان! زاهدنمایانِ سِــــتِبدادی می آویزند بر دارم در آن میدان آزادی الا تبریزیان و رشتیان! اکنــــون خدانشناس بر عالَم حُکم می رانَد به زورِ مکر و جلاّدی الا! ای اصفهانی! ای قُمی! طوسی! تو شیرازی! به پا خیز و بسوزان! ریــــشه ی اِفساد و بیدادی نگاهی

برچسب: نویسنده: نیکی کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 18:47

U ـ U ـ/ U U ـ ـ/ U ـ U ـ/ U U ـ گُلابِ غنچه ی لب هات را چشیدم دوش نباتِ شـــــــیریِ پستانِ تو، مکیدم دوش تو را چه زیر و زبر کــــردم و چه بوسیدم به زیــــرِ تنگِ لحافی به بر کشیدم دوش لبانِ نازکِ یارم چــــــو بچّه ماری خُرد چه چنبری زد و گفتا لبت گَزیدم دوش تو میوه یِ گُنهی بــــــر درخت

برچسب: نویسنده: نیکی کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 18:47

U ـ U ـ ـ/ U ـ ـ ـ > < U ـ U ـ ـ/ U ـ ـ ـ مفاعلاتن مفاعیلات/مفاعلاتن مفاعیلات از اوزان دوری جدید شکنجه دادی مـرا با غم! چه خوب آزردی ام مرسی! سه بار گفتم ببخشایم! چو یخ بیفسردی ام مرسی! شراب خوردیم یادت هست؟ زدیــــــم گیلاس بر گیلاس! که عکسم افتاد بر گیلاس، تو نیز هم خوردی ام مرسی! در ا

برچسب: نویسنده: نیکی کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 18:47

U ـ ـ ـ/U ـ ـ ـ/ U ـ ـ ـ/U ـ ـ ـ جدایی می زند نعره از آن زندان چشمانت سرِ سازش نـــدارد گوئیا اصلانِ چشمانت چِنان تبــــــــعید گشتم بر کویرِ مردمک هایت که چون دیوانه ام در قلعه ی ویران چشمانت در اقیانوسِ آرامِ نگاهت، پس زمین لرزی ست کـــــه توفان می کند در مردمِ لرزانِ چشمانت پلانِ ساحــــــ

برچسب: نویسنده: نیکی کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 18:47

ـ UU ـ/ ـUU ـ/ ـ UU ـ/ ـUU ـ مفتعلن / مفتعلن / مفتعلن / مفتعلن در صورت استفاده از اختیارات شاعری، هر رکن مفتعلن می تواند به مفاعلن تبدیل شود. آی، گونشی گؤرمیه جک! چون دؤنه بیلمز پئشه سی! ارکک ایـــه عاشیق اولا ، ناز ائله یر هئی دیشی سی! هـــــــــرزه آداملار کی دییر : «دونیا قاییش دیر! سیک اؤتور

برچسب: نویسنده: نیکی کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 18:47

یکی از دغدغه های اصلی شاعرگانی که با هنرمندان ازدواج می کنند اینستکه دچار سوء هاضمه ی رفتاری می گردند؛ بدین سان که معمولاً برخلاف آنچه که می گویند هنرمند، هنرمند را درک نمی کند! خانم فائقه ی آتشین معروف به گوگوش، سه بار ازدواج کرده، و هربار با آدمی غیرمعروف و ساد

برچسب: نویسنده: نیکی کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 18:47

اولین غزل استاد شهریار ـ که در دیوانش جلد اول، چاپ شده است ـ بر وزن «مفاعلن/ فعلاتن/ مفاعلن/ فعلن» است ؛ «مجتثّ مثمّن مخبون محذوف». همانطور که می دانیم غزلیات شهریار، اغلب بیشترین ابیات را به خود اختصاص می دهند که این حقیر، اصطلاحاً بدانها «غزل قصیده ای» اطلاق می کنم. این غزل که 21 بیت دارد حال و ه

برچسب: نویسنده: نیکی کریمی‌پور تاريخ: سه شنبه 30 خرداد 1396 ساعت: 18:47

غبارِ گیجِ نگاهت، چو گردبادِ بلاست دلم چو قلعه ی متروکه ای میانِ نگاست در آرزوی منی! آرزوی من! صنما! رسیدنِ به تو گویا چون آرزو، رؤیاست چو گشت کشتیِ نوحی غریقِ چشمانت!!! تعجّبی نکنی! جایِ عشق، دریاهاست! نگفته اند که گریه نمی کند یک مرد؟ پس از چه رو نگهت خیس و شرج و چون دریاست؟ هزار بار برایت خدا !

برچسب: نویسنده: نیکی کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 12:39

طلوع مُرده و خورشید می رود تهِ دریا غروب ، جامِ مئی می زند میانه ی رؤیا دو لب ـ مقابلِ هم ـ قایقی ، غروب و دو پارو نسیم می وزد و رقصِ زلفِ دخترِ زیبا چه شاعرانه تبسّم کنی ملیحکِ قلبم! که یکهو ریخت دلم را لبانِ سرخِ حُمیرا صدای کفش میآید ؛ صدای پای تو از دور چقدر خسته و لرزان ؛ چقدر خیره و دَروا! تل

برچسب: نویسنده: نیکی کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 12:39

کوچه ی مردمت از شام سیه خنجاخنج همه در کوی نگاهت چو کرند و کَل و لَنج مِهر، ناخن به رُخ خویش کشد وقت غروب پر کند خون شفق، جام فلک را زین خنج ماه و خورشید به یکجا به سپهر تو که دید؟ بود در سینی چشمان تو ، لیمو ـ نارنج این دعا یخ زده بر میله ی انگشتانم در قفس سردی دستان تو گشته ست دو پنج آسمان بر سر

برچسب: نویسنده: نیکی کریمی‌پور تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 12:39

صفحه بندی